اللهم انا نعوذ بک ان نذهب عن قولک، او ان نفتتن عن دینک.
بارخدایا! به تو پناه می بریم که از گفتارت روی گردانیم، یا از دینت منحرف شویم. ( خطبه 215)
اللهم انی اعوذ بک ان افتقر فی غناک، او اضل فی هداک، او اضام فی سلطانک، او اضطهد و الامر لک!
بارخدایا! به تو پناه می برم از این که با وجود توانگری تو، من تهیدست باشم، یا با وجود هدایتگری، در گمراهی به سر برم، یا با آن که قدرت و پادشاهی از آن توست، به من ستم شود، یا با آن که زمام اختیار امور در دست توست، من مقهور و خوار گردم. ( خطبه 215)
اللهم انی اعوذ بک من ان تحسن فی لامعه العیون علانیتی، و تقبح فیما ابطن لک سریرتی، محافظا علی ریاء الناس من نفسی بجمیع ما انت مطلع علیه منی، فابدی للناس حسن ظاهری، و افضی الیک بسوء عملی، تقربا الی عبادک و تباعدا من مرضاتک.
خداوندا! به تو پناه می برم از این که ظاهرم را در چشم های مردم نیکو جلوه دهی و باطنم را در پیشگاهت زشت سازی، و به وسیله اعمالی که تو از آنها خوب آگاهی داری، خوش بینی و احترامات مردم را برای خود محافظت کنم و ظاهر خوبم را برای مردم آشکار نموده و اعمال بدم را فقط تو بدانی، تا به بندگانت نزدیک و از رضای تو دور گردم. ( حکمت 276)
لما سمع قوما من اصحابه یسبون اهل الشام: انی اکره لکم ان تکونوا سبابین، و لکنکم لو وصفتم اعمالهم، و ذکرتم حالهم، کان اصوب فی القول، و ابلغ فی العذر، و قلتم مکان سبکم ایاهم: اللهم احقن دمانا و دماهم.
شنید که گروهی از یارانش به شامیان ناسزا می گویند، فرمود: من خوش ندارم که شما ناسزاگو باشید، بلکه اعمال او رفتار و موقعیت (باطل) آن ها را خاطرنشان کنید، مؤثر و در بیان و جهت رساتر و قانع کننده تر باشد. به جای ناسزاگفتن به آن ها بگویید: خدایا! خون های ما و آنان را حفظ کن! ( خطبه 206)
فی ختام کتابه الی قثم بن العباس: وفقنا الله و ایاکم لمحابه.
در پایان نامه خود به قثم بن عباس: خداوند ما و شما را به آنچه مورد رضای اوست توفیق دهاد. ( نامه 67)
اللهم انا نشکو الیک غیبه نبینا، و کثره عدونا، و تشتت اهوائنا.
خداوندا! به تو از غیبت پیامبرمان و فراوانی دشمنان و پراکندگی خواسته هایمان شکایت می کنیم. ( نامه 15)
اللهم اغفرلی ما تقربت به الیک بلسانی، ثم خالفه قلبی.
بارالها! بر من ببخشا آن چه را که به وسیله زبانم بر تو تقرب جستم، سپس قلبم یا کاری که بر زبانم کرده بود مخالفت نمود. ( خطبه 78)
اللهم ان فههت عن مسالتی، او عمیت عن طلبتی، فدلنی علی مصالحی، و خذ بقلبی الی مراشدی، فلیس ذلک بنکر من هدایاتک، و لا ببدع من کفایاتک.
خداوندا! اگر از سؤال کردن خود ناتوان باشم یا راه پرسیدن را ندانم، مرا به مصالح خویشتنم راهنمایی و دلم را به سوی موارد رشدم بگردان، این الطاف از هدایت های تو ناشناخته نیست و از کفایت هایی که برای مخلوقات می نمایی شگفت انگیز نمی باشد. ( خطبه 227)
اصبحت عبدا مملوکا ظالما لنفسی، لک الحجه علی و لا حجه لی. و لا استطیع ان آخذ الا ما اعطیتنی، و لا اتقی الا ما وقیتنی.
آن حضرت به طور فراوان نیایش با خدای می نمود: شب را به بامداد رساندم در حالی که بنده ای ستمکار به خویشتنم. پروردگارا! من حجتی بر تو ندارم و من نمی توانم چیزی جز آنچه که تو به من عطا کرده ای بگیرم و نمی توانم خود را نگهداری و صیانت کنم جز آنچه تو مرا صیانت کنی. ( خطبه 215)
اللهم انک آنس الانسین لاولیائک، و احضرهم بالکفایه للمتوکلین علیک. تشاهدهم فی سرائرهم، و تطلع علیهم فی ضمائرههم، و تعلم مبلغ بصائرهم. فاسرارهم لک المکشوفه، و قلوبهم الیک ملهوفه. ان اوحشتهم الغربه آنسهم ذکرک، و ان صبت علیهم المصائب لجاوا الی الاستجاره بک، علما بان ازمه الامور بیدک، و مصادرها عن قضائک.
بارالها! تویی مانوس ترین انس گیرندگان بر دوستانت و حاضرترین آنان برای کفایت به کسانی که توکل بر تو می نمایند، آنان را در درونشان شاهدی و بر آنان در وجدان های باطنیشان مطلعی و تویی که به مقدار بینایی های آنان دانایی.
پس رازهای نهانی آنان برای تو آشکار و دل هایشان رابه سوی تو شیفته و بی قرار است. اگر غربت آنان را به وحشت بیاندازد، ذکر تو انیسشان گردد و اگر مصیبت های روزگار بر سرشان تاختن آورد، پناهندگی به تو جویند؛ زیرا می دانند که زمام همه امور به دست تو است و صدور آن ها از مقام قضای تو. ( خطبه 227)
الحمدلله المعروف من غیر رؤیه، و الخالق من غیر منصبه. خلق الخلائق بقدرته، و استعبد الارباب بعزته، و ساد العظماء بجوده.
حمد و سپاس خدا را که بی آن که دیده شود، شناخته شده و بدون رنج و زحمت آفریننده است، موجودات را به قدرت خویش بیافرید و خداوندگاران را با عزت و اقتدار خویش به بندگی گرفت و با جود و بخشندگی خود بر بزرگان سروری یافت. ( خطبه 183)
دعا و نیایش در نهج البلاغه...
ما را در سایت دعا و نیایش در نهج البلاغه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 356