چون مرده در بین زندگان
و آخر فد تسمى عالما و لیس به ، فاقتبس جهائل من جهال ، و اضالیل من ضلال … فالصوره صوره انسان ، و القلب قلب حیوان ، لا یعرف باب الهدى فیتبعه ، و لا باب العمى فیصد عنه . و ذلک میت الاحیاء .
انسانى دیگر نیز وجود دارد که نام عالم به خود گرفته و عالم نیست (این نابخرد) نادانى هایى را از نادانان و گمراهى هایى را از گمراهان کسب کرده است . صورتش صورت انسانى است ، ولى قلبى چون قلب حیوانى در درونش است . این نابکار در ورودى رشد و هدایت را نمى شناسد، (که از آن وارد شود) و از رشد و هدایت پیروى نماید. نیز (این انسان ها) در ورودى نابینایى را نمى داند تا از ورود به آن امتناع بورزد و اوست مرده اى در میان زندگان.(87)

منبع:http://olama-orafa1393.ir
دعا و نیایش در نهج البلاغه...ما را در سایت دعا و نیایش در نهج البلاغه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 163